تبلیغات
شهدای غدیر - همینــکه لرزه به اندام پایتــــخت افتاد ......

شهدای غدیر

غربت تا به کی؟!!! نه نامی نه نشانی؟!!!

خبر رسـید کـه طــهرانی مقدم ، پر
چنان پرید کــه گنجــشک از قفس افتاد

کجا؟ملارد، چگونه؟ به دست موشک ،کی؟
همینــکه لرزه به اندام پایتــــخت افتاد

مقــام عــــالی سرداری‌اش گــوارایش
بی ادعـــایی این پارســایی ارزش داشــت

کسی ندید که احساس خسـتگی دارد
برای جنگ وجودش خدایی ارزش داشت

اگر چه واقعـه یک واقـعیت سـخت است
کســی ز خــط مـقدم بعـــید برگــردد

خبر رســید کـه طـــهرانی مقــدم رفت
به پیشـــواز خطـر تا شـــهید برگــردد

خــبر به حضــرت آقا رســید و جای زمین
دو چشمه ی پر اشکش به لرزه آمده بود

دوباره در دلشان زخم جبهه لب وا کرد
پس از پیـام به اظـــهار تســلیت فرمود:

گــلوله از تو و برخـــورد تو گــله منـــدم
هــنوز از جــــگرم خـون تــــازه می آید

دلــت برای پســــرهایمان نمی ســوزد
هنــوز جــای پدرهــــا جنــــازه می آید

شاعر : صابر خراسانی


نوشته شده در سه شنبه 24 مرداد 1391ساعت 02:07 ق.ظ توسط خادمین شهدا| نظرات ()

داغ کن - کلوب دات کام
مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
Design By : Night Melody